السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
17
تفسير الميزان ( فارسي )
مقلدين از اصحاب حديث ، چون فرقه حشويه ، و مجسمه ، به ظواهر آيات جمود كرده ، و آيات را به همان ظواهر تفسير كنند ، گو اينكه اين جمود ، جمود بر ظواهر نيست ، بلكه جمود بر انس و عادت است در تشخيص مصاديق . و در بين خود ظواهر ، ظواهرى هست كه اين جمود را تخطئه مىكند ، و روشن مىسازد كه اتكاء و اعتماد كردن در فهم معانى آيات ، بر انس و عادت ، مقاصد آيات را در هم و بر هم نموده ، امر فهم را مختل ميسازد ، مانند آيه : ( لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ ) ، « 1 » و آيه : ( لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ) ، « 2 » و آيه : ( سُبْحانَ اللَّه عَمَّا يَصِفُونَ ) ، « 3 » چون اگر درك خدا ، چون درك ما باشد ، او مثل ما خواهد بود ، در حالى كه آيه اولى ميگويد : او مثل ندارد ، و آيه سومى او را از آنچه كه ما در باره اش بگوئيم ، منزه مىدارد . و همين جهت باعث شده كه ديگر مردم در درك معانى آيات ، به فهم عادى و مصداقهاى مانوس در ذهن اكتفاء نكنند ، هم چنان كه دور بودن از خطا و به دست آوردن مجهولات ، انسان را وادار كرده تا دست به دامان بحثهاى علمى شود ، و تجويز كند كه بحث را در فهم حقايق قرآن و تشخيص مقاصد عاليه آن دخالت دهد . از يك سو ناگزير بود دنبال علم تفسير برود ، و حقايق قرآن را با ذهنى ساده ، نه با عينك معلومات شخصى ، مو شكافى كند ، و از سوى ديگر در فهم معانى آيات ، به فهم عادى و مصداق مانوس در ذهن خود قناعت ننموده ، و در مثل كلمه ( چراغ ) را حمل بر پيه سوز نكند ، چون اگر از روز اول مىخواست بفهم عادى خود قناعت كند ، دنبال علم نمىرفت ، و اگر دو دستى دامن علم را چسبيد ، براى اين بود كه فهميد فكرش بدون بحث علمى مصون از خطاء نيست ، علاوه بر اينكه فكر عادى به تنهايى مجهولات را براى انسان كشف نميكند . بر سر اين دو راهى ، كمتر كسى مىتواند راه ميانه را برود ، نه آن قدر علم را در درك حقايق قرآن دخالت دهد ، كه سرانجام سر از علم ايقوف و زبر و بينه در آورد ، و نه آن قدر بفكر ساده خود جمود دهد ، كه تا روز قيامت چراغ را بر پيه سوز ، و سلاح را بر گرز و كمند ، حمل كند . بلكه در عين اينكه به ذيل ابحاث علمى متمسك مىشود ، نتائج حاصله را بر قرآن تحميل نكند ، چون فهميدن حقايق قرآن ، و تشخيص مقاصد آن ، از راه ابحاث علمى دو جور است ، يكى اينكه ما در مسئله اى كه قرآن متعرض آنست ، بحثى علمى ، و يا فلسفى را آغاز كنيم ، و هم چنان دنبال كنيم ، تا حق مطلب برايمان روشن و ثابت شود ، آن وقت بگوئيم : آيه هم همين را ميگويد ، اين روش
--> 1 - سوره الشورى ، آيه 11 2 - سوره انعام ، آيه 103 3 - المؤمنون ، آيه 91